فرهنگ لغت تصويري لرد


سین لام میم( Š-L-M) جذر سه حرفی در زبان‌های سامی (آفریقایی-آسیایی) است که به عنوان اسم در این زبان بکار می‌رود. معنی این سه حرف به معنای کامل، دست نخورده، و صلح است و کلمات ساخته‌شده با آن به معنای آرامش، تسلیم، و سلامتی‌می‌باشند. این لغت از طریق عربی به فارسی و برخی زبان‌های دیگر نیز وارد شده‌است. نیاسامی * است و واژه‌های شَلوم (Shalom) (به عبری: שלום ) و شْلاماء (به سریانی: ܫܠܡܐ ) ازجمله واژه‌های سلامتی هم‌خانواده و هم‌معنی آن هستند. در زبان عربی بیشتر به شکل سلام علیکم استفاده می‌شود که ریشه آن سلم است.
سلام در اساس یکی از القاب خداوند هست[] مساوي پارسی سلام این واژه‌ه هست:
در زمان پاسخ دادن به تلفن از اصطلاح «الو» در فارسی استفاده می‌شود که در روسی و فرانسوی به معنی سلام بود.



آب مایه حیات است و در سطح زمین به وفور یافت می‌شود. آب در سه حالت جامد (یخ)، مایع و بخار وجود دارد. ابرها شامل قطرات آب معلق در هوا و بخار آب اشباع شده هستند.
آب یکی از مواد مایع و فراوان‌ترین مادهٔ مرکب بر روی سطح کره زمین و بستر اولیه حیات به شکل شناخت امروزی آن هست و جستجوی حیات بر روی سیارات بر اساس وجود آب مایع هست. بیش از ۷٫٪ وزن یک انسان از آب تشکیل شده‌ هست و نیز بیش از ۶۸٪ سطح کره زمین را آب پوشانده‌ هست (نزدیک به ۳۶۰ میلیون از ۵۰ میلیون کیلومتر مربع) با این همه فقط ۳ درصد از آب‌های کره زمین شیرین و قابل شرب هست و باقی آن به دليل مكانول بودن اقسام نمک‌ها خصوصاً نمک خوراکی برای نوشیدن مساعد نیست. از همین سه درصد نیز ۲٪ آن منجمد در دوقطب شمال و جنوب و بیش از ۹۴٪ به صورت شور هست.
بیشترین چگالی آب خالص در دمای ۳٫۹۸ درجه سلسیوس (۳۹٫۶ درجه فارنهایت) حاصل می‌شود که برابر گرم بر سانتی‌متر مکعب[] یا ۰۰۰ کیلوگرم بر متر مکعب است.[۲]
آب در زبان‌های مختلف به نام‌های مختلفی یاد می‌شود برای مثال در زبان کردی (آو Awe) می‌گویند که شباهت بسیاری با واژه آب در فارسی و آکوا در لاتین دارد.[نیازمند منبع ] همچنین واژه آب در علوم مختلف کاربردهای متفاوتی دارد که بر اساس آن به گروه‌های زیر تقسیم‌بندی می‌شود:
در فیزیک بر اساس حالت ماده آب معمولاً به این نام‌ها خوانده می‌شود:
در علم هواشناسی حالت‌های مختلف آب براساس نوع بارش یا معلق بودن آن در جو طبقه‌بندی می‌شود:
آبشار یکی از پدیده‌های زمین‌شناسی است که در آن آب یک رودخانه از یک فلات یا مکانی مرتفع با سرعت زیاد به پایین یک دره یا دامنه می‌ریزد.
آبشار ریزش ناگهانی آب هست، بنا به عادت ناشی از بستری از سنگ سخت در مسیر رودخانه‌ای که یا افقی هست و یا به ملایمت به سمت قسمت بالای رودخانه شیب دارد و در روی سنگ‌های نرمتر قرار می‌گیرد سنگ‌های نرم‌تر زیرین به وسیلهٔ رودخانه سایش می‌یابند به‌طوری‌که سنگ سختر آویزان می‌شود و نهایتاً آبشار مربوط ایجاد می‌شود.
مرتفع‌ترین آبشار جهان به نام آبشار آنجل، در کشور ونزوئلا قرار دارد. رود کارائو از ارتفاع۹۸۹ متری از روی فلاتی مرتفع که از سنگ‌های سخت ساخته شده به پایین می‌ریزد.
سنگ‌های بستر رود، به‌آرامی فرسایش می‌یابد. رودهای بزرگ، از روی سنگ‌های مختلفی می‌گذرند. بعضی از سنگ‌ها، سخت‌تر از سنگ‌های دیگرند و به آسانی فرسایش نمی‌یابند. بعضی دیگر، به‌راحتی فرسایش می‌یابند. هنگامی که رود از بستری متشکل از سنگ‌های سخت وارد جایی شود که سنگ‌ها نرم ترند، احتمال دارد در محل برخورد این دو نوع سنگ، آبشار تشکیل شود، یعنی آب نمی‌تواند سنگ‌های سخت را حفر کند، اما سنگ‌های نرم را که در زیر قرار دارند از بین می‌برد و به‌اصطلاح زیر سنگ‌های سخت را خالی می‌کند. گاهی وسعت این محل خالی شده به اندازه‌ای است که افراد می‌توانند از پشت آبشار عبور کنند.
در محل آبشار نیاگارا واقع در مرز کانادا و آمریکا، لایه مسطحی از چند سنگ آهک سخت روی سنگ‌های نرم‌تری به نام شِیل قرار گرفته‌است. آب رودخانه، شیل را سریع تر فرسایش می‌دهد و قطعات بزرگ سنگ آهک گاه‌وبیگاه از لبه آبشار کنده می‌شوند و فرو می‌افتند. این اتفاق، در وسطِ آبشار که جریان آب شدیدتر است، بیشتر اتفاق می‌افتد. حاصل این پدیده، نعلی شکل شدن آبشار در منطقه متعلق به کانادا است.
مرتفع‌ترین آبشار اروپا، در نروژ است. این آبشار که اوتیگارد، نامیده می‌شود ۸۰۰ متر ارتفاع دارد. آب حاصل از ذوب یخچال یوستردال در نسدال، که بسیار پایین‌تر است، فرو می‌ریزد. دیواره‌های نسدال به علت فرسایش قبلی یخچال، بسیار پرشیب‌اند.
آدَم بر پایه اسطوره‌های سامی و کتاب مقدس ادیان ابراهیمی که شامل ادیان: یهودیان، مسیحیان و مسلمانان است نخستین انسانی است که آفریده شده‌. او اول در بهشت زندگی می‌کرد. همچنین آدم را آدم التراب می‌نامند و کنیه‌اش ابوالبشر است و وصفش صفی‌الله که در ضمن در سوره‌های بقره، اعراف، حجر، طه، ص، بنی اسرائیل و کهف از او سخن به میان آمده که با روایت «سفر پیدایش» در عهد عتیق (تورات) اختلاف‌هایی دارد.[نیازمند منبع ]
به زبان عبری، «انسان» به معنای خاک و زمین هست.[] اگرچه برخی ریشهٔ این واژه را در زبان‌های سامی می‌دانند، ولی به باور برخی پژوهشگران این کلمه شکل تغییر یافتهٔ واژهٔ «اوتولي ی» در زبان سانسکریت (از زبان‌های هندواروپایی) به معنای «انسان» هست. برخی نیز آن را برگرفته از واژهٔ هندواروپایی «اتم» می‌دانند.
دربارهٔ آفرینش آدم آمده‌است که چون خداوند خواست وی را بیافریند، فرشتگان را از قصد خود باخبر ساخت و برخی فرشتگان -به روایتی تمام فرشتگان- به خداوند اعتراض کردند که پروردگارا می‌خواهی روی زمین کسانی را بگماری که در آنجا فساد کنند و خون بریزند؟! و خداوند نیز در جواب فرمود که من از چیزی آگاهم که شما آن را نمی‌دانید.[۲] خداوند او را در بهشت جای داد اما شیطان که به خاطر سرپیچی از فرمان خداوند مبنی بر سجده بر آدم، از درگاه خداوند رانده شده بود قسم خورد که از آدم انتقام بگیرد.
طبق روایات خداوند بدون واسطه و از سوی آسمان با آدم سخن می‌گفته‌است، ولی با این همه وحی نیز بر او نازل می‌گشته‌است. خداوند بر او بیست و یک صفحه نازل کرد که در آنها، مردار، خون و گوشت خوک حرام شده بود. همچنین آدم نخستین کسی بود که خداوند به وی نوشتن با قلم را آموزش داد و پنجاه رکعت نماز بر او فرض کرد.[۳]
سِفر رازیل هاملخ (רזיאל המלאך) (کتاب رازیل فرشته) مجموعه‌ای از نوشتارهای کابالایی است که از چندین بخش مجزا تشکیل شده‌است. ) کتاب هاملبوش ۲) رازیل بزرگ ۳) کتاب اسرار یا کتاب نوح. در افسانه‌ها در مورد این کتاب گفته می‌شود که محتوای آن توسط فرشته رازیل به آدم داده شد و نیز در زمان ساخت کشتی فرشته رازیل به نوح کمک کرده‌است.
در ادیان ابراهیمی همسر آدم، حوا بود (در روایاتی لیلیت نخستین زن آفریده خدا و همسر آدم بود) و بر طبق آیات قرآن نیز آدم فقط یک همسر داشت که آن هم حوا بود. چون آدم و حوا، توسط شیطان فریفته شدند و از درخت ممنوعه، میوه‌ای را خوردند، از بهشت اخراج شدند. این اولین انتقام شیطان از انسان بود که باعث اخراج آدم از پادشاهی بهشت و تنزل او به مقام بشری شد. پس از اخراج آدم از بهشت، اولین توبه‌های انسان از گناه در پیشگاه خدا صورت گرفت که در نهایت این توبه‌ها توسط خدا پذیرفته گردید. آدم و حوا دو دختر و دو پسر داشتند (هابیل، قابیل، اقلیما، لوذا) که سایر انسانها از نسل آنان زاده شدند. مسلمانان به او لقب «ابوالبشر» (به معنی پدر نوع بشر) داده‌اند. در اسلام، نه تنها آدم را نخستین انسان که نخستین پیامبر نیز می‌دانند.
دختر (در گذشته دخت) فرزند مونث انسان است. واژه دختر در مقابل واژه پسر قرار می‌گیرد و بیشتر به زنان خردسال و جوان گفته‌می‌شود. در فارسی به «انسان مؤنث» تا زمانی که ازدواج نکرده باشد دختر گفته می‌شود و بعد از ازدواج به او زن می‌گویند.
دختر ممكن است در یکی از این معانی به‌کار رود:
دختری در نپال
دختری که یک سگ را در آغوش گرفته در پاپواگینه‌نو
یک دختر هندی
دو دختر کنیایی
کتاب مجموعه‌ای از صفحاتِ نوشته‌شده، مصوّر، چاپ‌شده یا صفحات خالی (صفحه سفید و نانوشته)؛ ساخته‌شده از جوهر، کاغذ (ورق)، پوست حیوانات یا مواد دیگر (چسب، نخ و…) است که معمولاً از یک طرف یا سمت به یکدیگر محکم شده یا متصل می‌شوند. هر برگه در کتاب، ورق و هر سمت یا روی هر ورق، صفحه نامیده می‌شود.
به جلد کردن کتاب به واژه صحافی گفته می‌شود. کتاب در اندازه‌هایِ گوناگون دیده می‌شود. در ایران، قطع رحلی، وزیری و جیبی از مشهورترین قطع‌های کتاب هست. کوچک‌ترین کتاب دنیا یک انجیل هست که در موزهٔ کلیسایِ وانک اصفهان نگهداری می‌شود. اولین کتاب به زبان فارسی در هلند و به دست یک ارمنی به زیور طبع آر هسته شده‌ هست. از اقسام دیگر کتاب، کتاب دیجیتالی (e-Book) هست که کتاب در قالب بسته‌های نرم‌افزاری مانندِ پی‌دی‌اف ارائه می‌شود که وسایلی نیز به نام کتابخوان الکترونیکی مانندِ آمازون کیندل برای خواندن آن به کار می‌رود. نمونهٔ دیگری از کتاب غیرِ چاپّی کتاب صوتی هست.
تاکنون، تعریف مشخص و کاملی ارائه نشده‌است و نخواهد شد که بتواند مفهوم تمام انواع گوناگون کتاب را دربرگیرد.[] اما یکی از تعاریف معتبری که برای کتاب ارائه شده‌است، مربوط به سازمان یونسکو می‌شود: کتاب نوعی اثر چاپی صحافی‌شده‌است که بیشتر از ۴۹ صفحه داشته باشد و مانندِ نشریات، تحت یک عنوان ثابت، به‌صورت دوره‌ای منتشر نشود.[۲] تعریف دیگری نیز کتاب را «مجموعه‌ای از لوح‌های چوبی یا عاجی یا مجموعه‌ای از ورق‌های کاغذ، پوست آهو یا ماده‌ای مانند آن، اعم از دست‌نویس یا چاپی که با هم به نخ کشیده یا صحافی شده باشند» معرفی کرده‌است.[۳] تعریف دیگری که به نظر می‌رسد مناسب باشد، محتوای تولید شده توسط نویسنده که هدف مشخصی را دنبال کند و کتاب حولِ محور هدف مشخص شده توسط نویسنده مطالبی ارائه دهد و در پایان کتاب، نویسنده به هدف خود برسد و در این مجال، ارجاع کلّی به کتابِ دیگر یا مقاله نداشته باشد.
واژه کتاب از زبان عربی وارد فارسی شده‌است. در فارسی میانه «نامک» (به فارسی دری «نامه») به‌طور عمومی به کتاب اطلاق می‌شد و فروردگ به آنچه امروز عموماً نامه خوانده می‌شود. در دورهٔ تکوین فارسی دری نیز نامه به معنی مطلق کتاب به کار رفته‌است. در فارسی میانه، از اصطلاحات تخصصی‌تر ماتیکان (رساله) و نسک (برای بخش‌های اوستا) استفاده شده‌است. کلمهٔ نُبی که هم‌ریشه با نبشتن (نگاشتن) است و معنای مطلق کتاب یا نوشته از آن مستفاد تواند شد، در فارسی دری به معنی خاص قرآن به کار رفته‌است.[۴]
کتاب قدمتی پنج هزارساله دارد. کتاب‌های نخستین به شکل لوح‌های گلی بودند، اما با گذشت زمان، با توجه به دسترسی بشر به امکانات جدید و تغییر نیاز بشر به ارتباطات و اطلاعات، شکلِ کتاب‌ها تکامل یافت.[۳]
از لوح‌های گِلی، در منطقهٔ بین‌النهرین برای نوشتن استفاده می‌شد. استفاده از این روش در ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد، توسط تمدن سومر ابداع شد و به تکامل رسید. اما با گذشت زمان، بابلی‌ها و آشوری‌ها نیز همین روش را به‌کار گرفتند. این لوح‌ها با استفاده از خاکِ رس و آب ساخته می‌شدند و قبل از خشک شدن، با استفاده از ابزارهای نوک‌تیز بر روی آن‌ها نوشته می‌شد. نوشته‌های بیشتر این لوح‌ها، بیشتر مرتبط با امر بازرگانی، اداری و حکومتی بود.[۳]
کلاه به پوشاکی گفته می‌شود که بر سر می‌گذارند. کلاه می‌تواند به خاطر محافظت، دلیل دینی، ایمنی یا مد مورد استفاده قرار گیرد. در گذشته کلاه نشان‌دهنده پایگاه اجتماعی فرد بوده‌است. کلاه در استفاده نظامی می‌تواند نشان‌دهنده ملیت، شاخهٔ فعالیت، درجه یا هنگ باشد.
در کتب تاریخی و د هستان‌ها و به ویژه شاهنامه فردوسی تصاویری رزمی دیده می‌شود که نمایانگر فرم پوشش سلحشوران د هستان هست و ایرانیان قدیم به پوشیدن آن آشنا بوده‌اند یا آنکه در دیواره‌های کاخ‌های تخت جمشید و اکباتان فرم لباس سربازان و جنگجویان و سلاطین آن زمان دیده می‌شود که نشانه تاریخ لباس در ایران هست. پوشیدن لباس سلاطین افشار، قاجار و ساسانیان که نشانگر تحول لباس هست از این نمونه می‌باشد. به عنوان مثال در دوره قاجاریه مردم متعمم و عبا به دوش بودند و کسبه عمامه سفیدی داشتند که بنا به دستور سراج الملک حاکم اصفهان دستور داده شد در آن شهر دانشا عمامه سفید داشته باشند و کسبه عمامه زرد رنگ و شیر و شکری داشته باشند که هنوز هم گاه گاه در شهرستان‌ها دیده می‌شود.
مردان ایرانی تا قبل از ظهور اسلام اغلب کلاه برسر می‌گذاشتند و بعد از اسلام عمامه را به کلاه ترجیح دادند. در زمان صفویه که شاهان صفوی اصرار داشتند خود را از طبقه سادات و معتقد به مذهب شیعه معرفی نمایند استفاده از عمامه سبز در میان عده زیادی از مردان رواج یافت. شاهان و درباریان آن دوره از عمامه سبز با تاج و جقه‌ای از جواهر که در قسمت جلو آن نصب می‌شده‌استفاده می‌کردند و علما و برخی از معمرین (پیران) عمامه‌های سبز بدون تزیین بر سر می‌گذاشتند. در دوره افشاریه و زندیه بجای عمامه از عرقچین و شال ترمه‌ای که به دور آن پیچیده می‌شد استفاده می‌کردند؛ و این رویه در دوره قاجاریه ادامه داشت و شاهان قاجار مانند ناصرالدین شاه مخالفتی با آن نشان نمی‌دادند و شال و کلاه نیز جزو لباس مردان ایرانی درآمد و بعداً به تدریج شال را رها کردند و فقط کلاه به سر گذاشتند. کلاه در عشایر ایران انواع و اقسامی داشته، به خصوص که تابع سنت محل آن‌ها می‌باشد.
کلاه بختیاری و کلاه قشقایی که مخصوص ایلات و عشایر جنوب ایران است شهرتی خاص دارد و بعداً ایرانیان در دوران سلطنت پهلوی در ایران به کلاه‌هایی که مشتق از البسه اروپایی می‌شد انس گرفتند و کلاه پهلوی از زمره کلاه‌های دوره شاهان سلسله پهلوی می‌باشد.
در دوره قاجاریه و قبل از آن سر برهنگی مرد علاوه بر آنکه نشانه بی‌ادبی و بی وقاری بود به روایت معلوم و مجهول، عوام معتقد بودند سر برهنگی موجب فقر و بی آبرویی و دیوانگی و اختلال حواس می‌شود و به همین دلایل پوشیدن کلاه از حالت یک عادت خارج شده و به صورت ضرورتی اجتناب ناپذیر درآمده بود تا جاییکه مردان در شب به هنگام خواب عرقچین بر سر می‌گذاشتند و روزها نیز معمولاً در زیر کلاه عرقچین بر سر داشتند.
طبقات مختلف اجتماع شکل کلاهشان از دیگران متمایز بود و مردمان متمکن و اشخاصی که قدرت مالی داشتند سعی می‌کردند جنس و اندازه و شکل کلاهشان از دیگران متمایز باشد و رقابت رواج داشت.
آشیان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:





واژه نقشه در زبان فارسی به چند معنی به کار می‌رود:





فرشته و فرشتگان (در سانسکریت پرشیته مرکب از پر + واش به معنی سفیر، در فارسی باستان فرائیشته، در اوستا فرائشته[۱]) موجوداتی فراانسانی پنداشته می‌شوند که در بسیاری از ادیان دربارهٔ آن‌ها سخن رفته‌است.
سرشت فرشتگان و امور مرتبط با آنان در ادیان و سنن گوناگون، متفاوت هست. در یهودیت و مسیحیت و اسلام، آن‌ها بنا به عادت به عنوان پیام‌آوران از سوی خدا عمل می‌کنند. آنان ایضاً گاهی نقش‌های جنگجو و نگهبان را به عهده دارند. نظریات در مورد مختار بودن یا مجبور بودن فرشتگان متفاوت هست. ایضاً فرشتگان با امشاسپندان در دین زرتشت (مزدیسنا) قابل مقایسه‌اند. درحالی‌که تظاهر فرشتگان متفاوت هست، بسیاری آنان را همچون انسانیان تصویر کرده‌اند. در باورهای عامیانه فرشته نماد پاکی و خیرخواهی هست.
بسیاری[نیازمند منبع ] از پژوهشگران سکولار باور دارند که مفهوم فرشته توسط دین زرتشتی به دین‌های ابراهیمی معرفی شده‌است.[۲] در آغاز شکل‌گیری ادیان ابراهیمی، خدا به گونه موجودی بود که در کارهای بشر دخالت می‌کند و آن‌ها را در صورت لزوم بی‌رحمانه تنبیه می‌کند. این خدا منعکس‌کننده طرز فکر انسان کوچ‌نشین و بدوی آن زمان بود که می‌توانست شخصاً با انسان صحبت کند. به مرور تحت تأثیر دین زردشتی خدا موجود آسمانی و فراسوی دسترس انسان‌ها و بخشنده و مهربان شد. در این هنگام بود که نیاز بود که حد فاصل انسان و خدا را موجودی مانند فرشتگان پر کند. از این هنگام انسان‌ها به‌جای خدا با فرشتگان سخن می‌گفتند.[۲] فرشته مانند جبرئیل یا وحی مسئولیت رساندن پیام خدا (از نظر ادیان ابراهیمی) را داشتند.
فرشتگان مرتبه‌های متفاوتی دارند. فرشتگانی که از بقیه از نظر درجاتشان به خدا نزدیک‌ترند، مقرب نامیده می‌شوند. چهار فرشته مقرب در اسلام عبارت‌اند از:
القاب: روح الامین۹۳شعرا-روح القدس۹بقره-شدیدالقوی۵نجم-ذومره۶نجم-امین وحی
القاب:فرشته روزی۹۲بقره
کت پوشاکی است که معمولاً آستین‌های بلند دارد که توسط هر دو جنس انسان (مرد و زن) و با منظور مد و گرمایش استفاده می‌شود. کت‌ها از سمت جلو باز هستند و توسط تکمه، زیپ، بندهای چسبی، گیره‌های ویژه و کمربندهای مخصوص به هم وصل می‌شوند. برخی از کت‌ها دارای یقه و سردوشی هستند. رنگ مشکی (سیاه) رسمی‌ترین رنگ برای کت و شلوار می‌باشد
کت یکی از قدیمی‌ترین کلمات رده لباس در زبان انگلیسی هست که مدرک آن به قرون وسطی بازمی‌گردد.[]
اختلاف دور قفسه سینه و دور کمر شلوار بر پایه اینچ اصطلاحاً دراپ نام دارد و بین ۲ تا ۸ اینچ است.[۲] دراپ دارای انواع زیر است:
کت فراک
لباس صبحگاهی
یک نوع کت فرانسوی
مو یا موی جزئی روینده از روپوست در پستانداران است.
داشتن مو از ویژگی‌های پستانداران هست هرتعدادي برخی گونه‌ها در دوره‌هایی از زندگی‌شان بی‌مو مي باشند؛ و برخی از همان بدو تولد دارای مو مي باشند.
مو چند کارکرد دارد. عایق‌بندی گرمایی در برابر سرما و در برخی گونه‌ها در برابر گرما از کارکردهای آن است. در انسان به‌خاطر روند تکامل، موی بدن کم‌پُشت شده و کارکرد عایق‌بندی خود را از دست داده. موی سر هنوز این کارکرد را به همراه کارکرد زیباشناختی خود دارد. سیخ شدن موهای بدن بازمانده‌ای است از دورانی که انسان پُرمو برای افزایش عایق‌بندی موها را به سوی هم می‌کشید.
پژوهش‌ها نشان می‌دهد که نوع بشر، ۳٫۳ میلیون سال پیش موهایی که بیشتر بدن را می‌پوشاندند از دست داد.[]
همه مساحت پوست سر تقریباً ۵۰۰ سانتیمتر مربع می‌باشد، که دارای حدود ۲۰۰ تار مو در سانتی‌متر است؛ ولی واحد شمارش موی سر گرافت است نه تار مو. هر گرافت از چند تار مو تشکیل شده که از ریشه به هم ارتباط دارند.
بدن انسان نزدیک به ۵ میلیون تار مو دارد، که پوست سر ۰۰ تا ۵۰ هزار از این تعداد را در بر می‌گیرد. افراد با موهای بلوند بیشترین تعداد فولیکول‌ها را در سر داشته و بعد از آن‌ها به ترتیب افراد با موهای قهوه‌ای، موهای قرمز و سیاه قرار می‌گیرند. رویش طبیعی موی سر cmتا ۰٫۶ در ماه است. یک تار مو شامل قسمت‌های زیر می‌باشد:
1ti 2name 3des 4 5 6 7
آبآب مایه حیات است و در سطح زمین به وفور یافت می‌شود. آب در سه حالت جامد (یخ)، مایع و بخار وجود دارد. ابرها شامل قطرات آب معلق در هوا و بخار آب اشباع شده هستند.
آبشارآبشار یکی از پدیده‌های زمین‌شناسی است که در آن آب یک رودخانه از یک فلات یا مکانی مرتفع با سرعت زیاد به پایین یک دره یا دامنه می‌ریزد.
آدمآدَم بر پایه اسطوره‌های سامی و کتاب مقدس ادیان ابراهیمی که شامل ادیان: یهودیان، مسیحیان و مسلمانان است نخستین انسانیست که آفریده شده‌. او اول در بهشت زندگی می‌کرد. همچنین آدم را آدم التراب می‌نامند و کنیه‌اش ابوالبشر است و وصفش صفی‌الله که در ضمن در سوره‌های بقره، اعراف، حجر، طه، ص، بنی اسرائیل و کهف از او سخن به میان آمده که با روایت «سفر پیدایش» در عهد عتیق (تورات) اختلاف‌هایی دارد.[نیازمند منبع ]
آشیانآشیان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
دختردختر (در گذشته دخت) فرزند مونث انسان است. واژه دختر در مقابل واژه پسر قرار می‌گیرد و بیشتر به زنان خردسال و جوان گفته‌می‌شود. در فارسی به «انسان مؤنث» تا زمانی که ازدواج نکرده باشد دختر گفته می‌شود و بعد از ازدواج به او زن می‌گویند.
سلامسی لام میم( Š-L-M) جذر سه حرفی در زبان‌های سامی (آفریقایی-آسیایی) است که به عنوان اسم در این زبان بکار می‌رود . معنی این سه حرف به معنای کامل ، دست نخورده ، و صلح است و کلمات ساخته‌شده با آن به معنای آرامش، تسلیم ، و سلامتی‌می‌باشند . این لغت از طریق عربی به فارسی و برخی زبان‌های دیگر نیز وارد شده‌است . نیاسامی * است و واژه‌های شَلوم (Shalom) (به عبری: שלום ) و شْلاماء (به سریانی: ܫܠܡܐ ) ازجمله واژه‌های سلامتی هم‌خانواده و هم‌معنی آن هستند . در زبان عربی بیشتر به شکل سلام علیکم استفاده می‌شود که ریشه آن سلم است .
فرشتهفرشته و فرشتگان (در سانسکریت پرشیته مرکب از پر + واش به معنی سفیر، در فارسی باستان فرائیشته، در اوستا فرائشته[۱]) موجوداتی فراانسانی پنداشته می‌شوند که در بسیاری از ادیان دربارهٔ آن‌ها سخن رفته‌است.
كتکت پوشاکی است که معمولاً آستین‌های بلند دارد که توسط هر دو جنس انسان (مرد و زن) و با منظور مد و گرمایش استفاده می‌شود. کت‌ها از سمت جلو باز هستند و توسط تکمه، زیپ، بندهای چسبی، گیره‌های ویژه و کمربندهای مخصوص به هم وصل می‌شوند. برخی از کت‌ها دارای یقه و سردوشی هستند. رنگ مشکی (سیاه) رسمی‌ترین رنگ برای کت و شلوار می‌باشد
كتابکتاب مجموعه‌ای از صفحات نوشته‌شده، مصور، چاپ‌شده یا صفحات خالی (صفحه سفید و نانوشته)؛ ساخته‌شده از جوهر، کاغذ (ورق)، پوست حیوانات یا مواد دیگر (چسب، نخ و…) است که معمولاً از یک طرف یا سمت به یکدیگر محکم شده یا متصل می‌گردند. هر برگه در کتاب، ورق و هر سمت یا روی هر ورق، صفحه نامیده می‌شود.
كلاهکلاه به پوشاکی گفته می‌شود که بر سر می‌گذارند. کلاه می‌تواند به خاطر محافظت، دلیل دینی، ایمنی یا مد مورد استفاده قرار گیرد. در گذشته کلاه نشان‌دهنده پایگاه اجتماعی فرد بوده‌است. کلاه در استفاده نظامی می‌تواند نشان‌دهنده ملیت، شاخهٔ فعالیت، درجه یا هنگ باشد.
مومو یا موی جزئی روینده از روپوست در پستانداران است. داشتن مو از ویژگی‌های پستانداران هست هرتعدادي برخی گونه‌ها در دوره‌هایی از زندگی‌شان بی‌مو مي باشند؛ و برخی از همان بدو تولد دارای مو مي باشند. مو چند کارکرد دارد. عایق‌بندی گرمایی در برابر سرما و در برخی گونه‌ها در برابر گرما از کارکردهای آن است. در انسان به‌خاطر روند تکامل، موی بدن کم‌پُشت شده و کارکرد عایق‌بندی خود را از دست داده. موی سر هنوز این کارکرد را به همراه کارکرد زیباشناختی خود دارد. سیخ شدن موهای بدن بازمانده‌ای است از دورانی که انسان پُرمو برای افزایش عایق‌بندی موها را به سوی هم می‌کشید. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که نوع بشر، ۳٫۳ میلیون سال پیش موهایی که بیشتر بدن را می‌پوشاندند از دست داد.[] همه مساحت پوست سر تقریباً ۵۰۰ سانتیمتر مربع می‌باشد، که دارای حدود ۲۰۰ تار مو در سانتی‌متر است؛ ولی واحد شمارش موی سر گرافت است نه تار مو. هر گرافت از چند تار مو تشکیل شده که از ریشه به هم ارتباط دارند. بدن انسان نزدیک به ۵ میلیون تار مو دارد، که پوست سر ۰۰ تا ۵۰ هزار از این تعداد را در بر می‌گیرد. افراد با موهای بلوند بیشترین تعداد فولیکول‌ها را در سر داشته و بعد از آن‌ها به ترتیب افراد با موهای قهوه‌ای، موهای قرمز و سیاه قرار می‌گیرند. رویش طبیعی موی سر cmتا ۰٫۶ در ماه است. یک تار مو شامل قسمت‌های زیر می‌باشد:
نقشهواژه نقشه در زبان فارسی به چند معنی به کار می‌رود: